من چنان گمنامم و تنهاستم،گوییا یکباره ناپیداستم.از شعر «قصهٔ رنگ پریده»، صفحهٔ ۲۵ مجموعهٔ کامل اشعار نیما یوشیج، چاپ چهارم ۱۳۷۵، موسسه انتشارات نگاه
و فسونی که به گنده شدهٔ لاشهٔ یک زندگی مُرده چو گورمینشاند همه را،سوی ما بسته نگاه؛از شعر «نامه به یک زندانی»، از مجموعه شعر ناقوس